«صحرا» ترانهای عاشقانه با حالوهوای دلتنگی، خاطره و عشقی فراموشنشدنی است. در این ترانه، راوی لحظههای حضور معشوق را با تصویرهایی از فصل بهار، صحرا، باغهای پرگل و دشتهای لالهزار به یاد میآورد. واژهها و عبارتهای محلی نیز به ترانه حالتی صمیمی، بومی و عاطفی بخشیدهاند.
نره ز یادم اون لحظههایی که با تو بودم
آتش عشقت تو دامنم زد، به تار و پودم
وقتی که تو آمدی، نگاهت هم که عاشقت بودم
تیر نگاهت، ای خدا، تو قلبم لرزوند وجودم
♪♪♪
نره ز یادم اون لحظههایی که با تو بودم
آتش عشقت تو دامنم زد، به تار و پودم
اَرَم به صحرا، مه وا خود، تو فصل بهارَن
اَرَم تو باغون، اَکِنَم گردش که گلزارَن
♪♪♪
نره ز یادم اون لحظههایی که با تو بودم
آتش عشقت تو دامنم زد، به تار و پودم
ای نازنینم، ای مونس دل، امید جونم
فصل بهارن، دشت لالهزارن، مبر ز یادم
♪♪♪
نره ز یادم اون لحظههایی که با تو بودم
آتش عشقت تو دامنم زد، به تار و پودم